تبلیغات
اس ام اس عاشقانه 1391 sms-jok love - خلاصه قسمت سوم سرزمین بادها , قسمت 3 سرزمین بادها

منوی اصلی
موضوعات مطالب
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • درباره وبلاگ
    اس ام اس جدید عاشقانه 91،sms-jok
    پیامک عاشقانه 91
    اس ام اس سرکاری جدید 91
    جوک خنده دار غضنفری 91
    جک غضنفر جدید 91
    اس ام اس جدید 91
    اس ام اس پ ن پ 91
    جوك جدید پ ن پ 1391
    sms-jok love jadid رائول گنزالس
    آرشیو مطالب
    پیوندهای روزانه
    لینك دوستان
    افزایش رایگان بازدید و رتبه وبسایت یا وبلاگ شما
    پورتال آموزشی و تفریحی ایران فورت
    وبلاگ sms5 در گوگل
    گوگل فارسی-google.com
    آموزش ساخت فیلم اكشن
    فهرست وب سایت های ایرانی
    استخدام(حقوق بالای 500 هزار تومان)
    برای خرید عینک 3 بعدی کلیک کن
    عینک 3 بعدی به بازار آمد
    .:بزرگترین سایت بازی ایرانیان:.
    پرفروش ترین عطر و ادکلن-سری اول
    فروش کتاب و سی دی-سری اول
    چک کردن آنلاین بودن دوستانتون!!!
    فروش بهترین زیور آلات-سری اول
    ·▪●از اون عکسای خفنی که دوست داری!●▪
    (---سرزمین پارسی---)
    ▪•●سایت تخصصی افسانه جومونگ▪•●
    اس ام اس جدید :: عاشقانه ::سرکاری::فلسفی
    جدیدترین آهنگها/اس ام اس/عكس
    •• عکس و موزیک ••
    @دانلود کلیپ خفن@
    عکسدونی و مطالب عشقی*
    بزرگترین سایت تفریحی
    سایت تخصصی نرم افزار كامپیوتر،ترفند و مبایل
    گالری عكس های عاشقانه
    وبلاگ تخصصی افسانه جومونگ
    دانلود موزیک وعکس وسرگرمی
    عكس عاشقانه مخصوص مبایل
    گالری عكس های عاشقانه
    **گالری عكس های زیبا**
    افسانه جومونگ::سوسانو::یسوها
    (---سرزمین پارسی---)
    از هر چیز و همه جا در یكجا
    "هر چی از بازی ها بخوای "
    عكس زیبای سوسانو با حجاب 2
    یه عكس زیبا از سوسانو
    دایركتوری سایتهای ایرانی
    ## اس ام اس های عاشقانه##
    ##سوسانو و جومونگ##
    **پاتوق 24 ساعته من**
    #خانواده آموزش عکس کتاب ایرانی ازدواج#
    ||تک سیتی-پرتال بزرگ ایرانیان||
    دنیای گیمر های حرفه ای
    #جزیره موزیک و اس ام اس#
    *** اگه میخوای تفریح كنی بیا تو حال كن+ محشرررررر ***
    ##وبلاگ سرگرمی+عكس+موسیقی##
    سایت پسران با حال یزد
    لینک باکس هوشمند پارسیان
    دانلود مقالات و كتابهای ترجمه به زبان انگلیسی به صورت pdf
    اس ام اس / داستان/ مطالب باحال
    جدیدترین نرم افزار كسب درآمد رایگان
    تبادل لینک با رهپویان

    امكانات
    پشتیبانی
    Powered By
    sms5.mihanblog.com
     اس ام اس جدید 1391 ، اس ام اس عاشقانه 1391 ، سرکاری ، گالری عکس عاشقانه
    اس ام اس عاشقانه1391 اس ام اس سرکاری91 اس ام اس عاشقانه 91 پیامک تبریک تولد 1391 اس ام اس جوک 1391 اس ام اس قشنگ 1391 مبارک پیامک سرکاری 1391 اس ام اس پیامك91 اس ام اس 1391 جوک 1391 پیامک تبریک SMS-JOK love 1391  اس ام اس جدید 1391 sms5.mihanblog.com ، گالری عكس عاشقانه مبایل اس ام اس پ ن پ جدید جوك پ ن پ 1391 اس ام اس خنده دار 1391 sms-jok jadid smslove sms new
    » خلاصه قسمت سوم سرزمین بادها , قسمت 3 سرزمین بادها
    خلاصه قسمت سوم سرزمین بادها ، قسمت 3 سرزمین بادها ، خلاصه قسمت 3 سریال سرزمین بادها ، قسمت سوم سرزمین بادها ، عکس و تصاویر و کلیپ قسمت سوم سرزمین بادها ، خلاصه های قسمت سوم امپراتور بادها ، امپراتور بادها ، خلاصه ، قسمت ، سرزمین ، بادها ، امپراتور ، باد ها ، گالری ، عکس ، گالری عکس بازیگران امپراتور بادها ، گالری عکس بازیگران سریال سرزمین بادها ، گالری عکس بازیگران جومونگ 2 ، خلاصه قسمت های سریال جومونگ 2 ، ادامه جومونگ1 ،

    خلاصه قسمت سوم سرزمین بادها , قسمت 3 سرزمین بادها

    کلمات کلیدی :
    خلاصه قسمت 3 سریال سرزمین بادها , قسمت سوم سرزمین بادها , قسمت سوم سرزمین بادها , خلاصه قسمت سوم سرزمین بادها , عکس و تصاویر و کلیپ قسمت سوم سرزمین بادها , خلاصه های قسمت سوم امپراتور بادها ،امپراتور بادها،خلاصه،قسمت،سرزمین،بادها،امپراتور،باد ها،گالری،عکس،گالری عکس بازیگران امپراتور بادها، گالری عکس بازیگران سریال سرزمین بادها، گالری عکس بازیگران جومونگ 2، خلاصه قسمت های سریال جومونگ 2،ادامه جومونگ1،

    موهیول هم حرصش در میاد با عصبانیت بهش حمله میکنه فرماده گویو هم دسته خالی جفتشون رو لت و پار میکنه و اونا رو میفرسته که توی اصطبل کار کنن
    ببینین کارشون به کجا رسید ...

    یه بار که تو شهر داشتن بار جابجا می کردن ، اون گروه ارازل و رئیسشو رو که تو قسمت قبل گردنبند موهیول رو دزدیده بودند ، رو میبینه که دارن میرن توی یه مهمان خونه
    توی مهمون خونه هم موهیول میخواد بره ازشون گردنبدشو بگیره که مارو میگه اگه بریم باهاشون در گیر شیم مارو له می کنن که میبینن فرمانده گویو هم اونجاست . گویو هم به اونا علامت میده و میگه برین جلو من هواتون رو دارم .


    بقیه در ادامه مطلب

    اون دو تا هم شجاع میشن میرن پیش ارازل و موهیول هم ازشون گردنبدشو میخواد و به امید اینکه گویو بیادو با اونا مبارزه کنه و شکستشون بده ، با ارازل درگیر میشن
    و ارازل هم حسابی این دو تا رو تا میتونن میزن گویو هم از دور به این دو تا نگاه می کنه و بی خیال از اونجا میره

    موهیول و مارو عصبانی و کتک خورده وقتی برمیگردن به سرباز خونه ، به گویو میگن چه مرگت شد ، چرا نیومدی کمکمون کنی ؟ گویو هم میگه برای من که یه فرماندم خوب نیست که با ارازل توی یه جای عمومی در گیر شم

    موهیول هم که حسابی حرصش دراومده میاد گویو رو بزنه که دوباره ازش کتک می خوره ، گویو هم میگه از فردا آموزش رو شروع میکنم .


    هامیونگ به قصر گوگوریو برمیگرده و تو راه خواهرش سریو (که الان بزرگ شده) رو میبینه
    بعد هامیونگ میره پیش باباش و قضیه ی اومدن افراد پادشاه داسو رو به غار جومانگو به یوری میگه و ادامه میده و میگه ممکن بازم اونا بخوان مخفیانه به غار جومانگ بیان ، ما باید در مفابل اونا کاری بکنیم یوری هم میگه من باید این موضوع رو به بائه گوک بگم .

    این آقا اسمش بائه گوک و پسر خونده ی سانگا هستش ، فرمانده دابو هم به هامونگ میگه که یوری اون رو مسئول یک گروه نظامی کرده
    بائه گوک به یوری میگه الان وضع یه ذره آشفته هستش و ممکنه بویو بخواد به گوگوریو حمله کنه که همین موقع رئیس محافظان یوری میاد و میگه یه فرستاده از بویو اومده
    وزیر داسو هم یه نامه از طرف شاه داسو آوورده اونو میده به یوری ، یوری هم اونو می خونه

    موضوع نامه اینکه داسو ، یوری رو به بویو احضار کرده است برای پذیرفتن یه توافق نامه و اینکه قبول کنه که بویو و گوگوریو مثل دو کشور برادر باشن
    جلسه ی بررسی این موضوع شروع میشه

    هامیونگ میگه که این درخواست بی شرمانه است
    بائه کوگ هم میگه اگه قبول نکیم باید آماده جنگ باهاشون بشیم درسته درخواست بی شرمانه ای است اما اگه ما باهاشون بجنگیم وضعیت بدتری میشه

    یوری هم میگه اگه تعظیم کردن در برابر کسی برام سود داشته باشه من این کارو باید بکنم و من به در خواست اونا عمل می کنم
    هامیونگ هم میاد بیرون و به بائه گوک میگه : نمی دونم چه جوری اعتماد بابامو بدست آووردی اما می دونم مردم به سانگا و قبیلت بیریو اعتماد ندارن
    بائه گوک هم میگه شاه باید یه جوری قبیله بیریو و قصر رو با هم متحد می کرد ، اون با دادن یه پست مهم به من در واقع این کار رو کرد .

    هامیونگ هم میگه درسته که ما الان متحد هستیم اما من میدونم شما همیشه یه زهری دارین که به ما بریزین ،من دخالت هاتون رو نمی تونم ببخشم پس مراقب کارات باش
    بائه گوک هم میره پیش ِ باباش و موضوع احضار یوری رو به بویو میگه ، سانگا هم میگه تو هم همراه یوری به بویو برو شاید بتونیم از این فرصت یه استفاده ای بکنیم
    روز رفتن به بویو میرسه و هامیونگ هم از دور باباش رو با ناراحتی نگاه می کنه
    ماهوانگ هم با کاروان یوری به بویو میره تا از این راه بتونه پول خوبی بدست بیاره

    قصر بوبو
    یوری به قصر بویو میاد و به داسو احترام میزاره و هدیه های گرون قیمت بهش تقدیم میکنه
    داسو هم اونو یه " حوضچه ی آب داغ " مهمون میکنه !!
    داسو میگه من و جومانگ مثله یه برادر بزرگ شدیم بنابراین تو پسر برادر من هستی و می تونی از الان منو عمو جون صدا کنی !

    یوری هم میگه من باید از شما درس های زیادی یاد بگیرم عمو جون
    داسو میگه احساس خوبیکه برادر زاده ای مثله تو دارم ، من شنیدم زمانیکه جومانگ مُرد ،یه اژدها زرد رنگ ظاهر شد و جومانگ سوار اون شد و به سوی آسمان پرواز کرد ، آیا این درسته ؟

    یوری هم میگه : این واقعیت نداره ، این چرت و پرت هایی که توسط مردم ساخته شده
    داسو میگه برای اینکه دیگه بین کشورهایمان ناسازگاری ای وجود نداشته باید بویو و گوگوریو به عنوان دو ملت برادر معرفی بشن ، آیا تو قبول می کنی ؟

    یوری هم قبول میکنه
    و این هم آثار دوست و برادر بودن دو کشور ...
    تعظیم و سجده کردن یوری در مقابل داسو

    برمیگردیم به جولبون
    توی سرباز خونه ، فرمانده گویو که به موهیول و مارو و بقیه سربازا یه مقداری آموزش داده ازشون می خواد امتحان بگیره و بهشون میگه هر کسی بتون من رو شکست بده ترفیع درجه و حقوق یک ماه اونو بهش میدم ، هیچ کس حاضر نیست باهاش مبارزه کنه جز موهیول.

    -
    موهیول هم بلند میشه و میگه اگر من هر جوری شکستت بدم ، تو واقعا به چیزی که گفتی عمل میکنی ؟
    -
    گویو هم میگه آره .
    موهیول هم که تو دستش خاک بود اونو سریع تو صورت گویو میریزه و از موقعیت استفاده میکنه تا میتونه اونو میزنه
    موهیول هم وقتی اونو به زمین میزنه ، دستشو به افتخار بالا میاره و اون و بقیه سربازا چنان خوشحالی ای میکنن که انگار توی جنگ بزرگ برنده شدن

    هامیونگ هم که حالا به جولبون برگشته از دور این صحنه ها رو میبینه و خندش میگیره
    چند روز بعد هم که میگذره ، گویو ، مارو و موهیول رو میفرسته جز سرباز های دفاعی از مرز بشن و بهشون میگه که اونجا مرز بین گوگوریو و بویو هستش ، هواسون جمع باشه که اونجا یکدفعه دردسر درست نکنین .
    موهیول و مارو هم که از کار کردن خسته شدن و توی نزدیکی مرز در حال استراحت کردن هستند که موهیول ، چو بال سو ( رئیس گروه ارازل ، که گردنبند موهیول رو دزدیده بود ) رو میبینه

    چوبال سو و گروهش که در حال قاچاق کردن هستن ، درست روی مرز بویو معامله می کنن که موهیول میره پیششون و مارو از ترسش پشت بوته ها پنهان میشه .
    موهیول از چو بال سو گردنبندشو می خواد و دوباره موهیول و افراد ارازل با هم در گیر میشن
    که همین موقع سربازان بویو ظاهر میشن، و ارازل و موهیول رو محاصره میکنن . مارو هم که پشته بوته ها قایم شده بود صحنه رو می بینی و سریع میره به گویو خبر میده
    هامیونگ هم که خبر اسیر شدن موهیول رو میشنوه میگه من باید موهیول رو نجات بدم که دستیارش میگه اگر اونو به عنوان جاسوس گرفته باشن ،حتما می کشنش ، ولی هامیونگ دوباره میگه : من هر جور شده باید اونو نجات می دم .

    در مقر مرزی بویو
    موهیول و چو بال سو و بقیه ارازل هم دارن شکنجه میبینن ، و بویو ای ها هم فکر می کنن این ها جاسوسانی از طرف هامیونگ هستند
    در شب که موهیول حسابی کتک خورده و به این روز در اومده
    یه دختر که پزشک هستش وارد چادر اونا میشه و به سراغ موهیول و بقیه میره که ببینه زنده هستن یا نه که موهیول رو بیدار میکنه و موهیول هم اون دختر رو میبینه ...



    نویسنده: رائول گنزالس | تاریخ: پنجشنبه 3 تیر 1389 موضوع: ا تا 36 امپراطور بادها , خلاصه سرزمین بادها , خلاصه جومونگ2 , لینک ثابت نظر ها ()
    عناوین آخرین مطالب ارسالی
    صفحات دیگر