تبلیغات
اس ام اس عاشقانه 1391 sms-jok love - خلاصه قسمت چهارم سرزمین بادها , قسمت 4 سرزمین بادها

منوی اصلی
موضوعات مطالب
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • درباره وبلاگ
    اس ام اس جدید عاشقانه 91،sms-jok
    پیامک عاشقانه 91
    اس ام اس سرکاری جدید 91
    جوک خنده دار غضنفری 91
    جک غضنفر جدید 91
    اس ام اس جدید 91
    اس ام اس پ ن پ 91
    جوك جدید پ ن پ 1391
    sms-jok love jadid رائول گنزالس
    آرشیو مطالب
    پیوندهای روزانه
    لینك دوستان
    افزایش رایگان بازدید و رتبه وبسایت یا وبلاگ شما
    پورتال آموزشی و تفریحی ایران فورت
    وبلاگ sms5 در گوگل
    گوگل فارسی-google.com
    آموزش ساخت فیلم اكشن
    فهرست وب سایت های ایرانی
    استخدام(حقوق بالای 500 هزار تومان)
    برای خرید عینک 3 بعدی کلیک کن
    عینک 3 بعدی به بازار آمد
    .:بزرگترین سایت بازی ایرانیان:.
    پرفروش ترین عطر و ادکلن-سری اول
    فروش کتاب و سی دی-سری اول
    چک کردن آنلاین بودن دوستانتون!!!
    فروش بهترین زیور آلات-سری اول
    ·▪●از اون عکسای خفنی که دوست داری!●▪
    (---سرزمین پارسی---)
    ▪•●سایت تخصصی افسانه جومونگ▪•●
    اس ام اس جدید :: عاشقانه ::سرکاری::فلسفی
    جدیدترین آهنگها/اس ام اس/عكس
    •• عکس و موزیک ••
    @دانلود کلیپ خفن@
    عکسدونی و مطالب عشقی*
    بزرگترین سایت تفریحی
    سایت تخصصی نرم افزار كامپیوتر،ترفند و مبایل
    گالری عكس های عاشقانه
    وبلاگ تخصصی افسانه جومونگ
    دانلود موزیک وعکس وسرگرمی
    عكس عاشقانه مخصوص مبایل
    گالری عكس های عاشقانه
    **گالری عكس های زیبا**
    افسانه جومونگ::سوسانو::یسوها
    (---سرزمین پارسی---)
    از هر چیز و همه جا در یكجا
    "هر چی از بازی ها بخوای "
    عكس زیبای سوسانو با حجاب 2
    یه عكس زیبا از سوسانو
    دایركتوری سایتهای ایرانی
    ## اس ام اس های عاشقانه##
    ##سوسانو و جومونگ##
    **پاتوق 24 ساعته من**
    #خانواده آموزش عکس کتاب ایرانی ازدواج#
    ||تک سیتی-پرتال بزرگ ایرانیان||
    دنیای گیمر های حرفه ای
    #جزیره موزیک و اس ام اس#
    *** اگه میخوای تفریح كنی بیا تو حال كن+ محشرررررر ***
    ##وبلاگ سرگرمی+عكس+موسیقی##
    سایت پسران با حال یزد
    لینک باکس هوشمند پارسیان
    دانلود مقالات و كتابهای ترجمه به زبان انگلیسی به صورت pdf
    اس ام اس / داستان/ مطالب باحال
    جدیدترین نرم افزار كسب درآمد رایگان
    تبادل لینک با رهپویان

    امكانات
    پشتیبانی
    Powered By
    sms5.mihanblog.com
     اس ام اس جدید 1391 ، اس ام اس عاشقانه 1391 ، سرکاری ، گالری عکس عاشقانه
    اس ام اس عاشقانه1391 اس ام اس سرکاری91 اس ام اس عاشقانه 91 پیامک تبریک تولد 1391 اس ام اس جوک 1391 اس ام اس قشنگ 1391 مبارک پیامک سرکاری 1391 اس ام اس پیامك91 اس ام اس 1391 جوک 1391 پیامک تبریک SMS-JOK love 1391  اس ام اس جدید 1391 sms5.mihanblog.com ، گالری عكس عاشقانه مبایل اس ام اس پ ن پ جدید جوك پ ن پ 1391 اس ام اس خنده دار 1391 sms-jok jadid smslove sms new
    » خلاصه قسمت چهارم سرزمین بادها , قسمت 4 سرزمین بادها
    خلاصه قسمت 4 سریال سرزمین بادها ، قسمت سوم سرزمین بادها ، خلاصه قسمت سوم سرزمین بادها ، عکس و تصاویر و کلیپ قسمت سوم سرزمین بادها ، خلاصه های قسمت4 امپراتور بادها ، امپراتور بادها ، خلاصه ، قسمت ، سرزمین ، بادها ، امپراتور ، باد ها ، گالری ، عکس ، گالری عکس بازیگران امپراتور بادها ، گالری عکس بازیگران سریال سرزمین بادها ، گالری عکس بازیگران جومونگ 2 ، خلاصه قسمت های سریال جومونگ 2 ، ادامه جومونگ1 ،

    خلاصه قسمت چهارم سرزمین بادها , قسمت 4 سرزمین بادها

    قسمت چهارم

    در قسمت قبل دیدید كه جومونگ و افرادی رو كه قاچاق می كردند رو سربازان بویو گرفتند و به عنوان جاسوس تحت شكنجه قرار گرفتند-در همین حین قهرمان قصه ی ما موهیول عشق خودش رو می بینه و بی خبر از همه جا كه این دختر خانم شاهزاده خانم بویو است.این دختر اسمش یون است و به خاطر دل رحمیش داوطلبانه به مجروحین كمك می كنه

    هامیونگ تصمیم می گیره كه برادر عزیزش رو نجات بده
    سربازای بویو هم به یون می گویند وقتت رو با درمان این جاسوسها تلف نكن ما همشون رو می كشیم
    به یون هم می گویند عوض اینكه به دشمن كمك كنی به خودمون كمك كن
    یون هم میگه الان شاه یوری تو بویو است و نباید كاری كنی كه روابط بدتر شود اونم جوشش میگیره و به سربازش میگه بكششون
    این خاك بر سرها هم نمی دونند می خواهند بكشنشان و چرت و پرت تحویل هم می دهند


    بقیه در ادامه مطلب

    فرمانده به سربازش میگه سرشون رو بزن و قیافه موهیول هم این طور میشه
    موهیول هم جوانمردیش گل میكنه و میگه من جاسوسم و اینها فقط قاچاقچی هستند و نكششون و ببخششون
    ولی رئیسه میگه فرقی نمیكنه كه جاسوس یا قاچاق چی باشید چون از مرز رد شدید باید كشته بشوید كه یكدفعه یه سرباز می اد و میگه سربازهای گوگوریو حمله كردند

    اینا هم از فرصت استفاده می كنند و فرار می كنند
    رئیس قاچاقچیها هم از كار موهیول خوشش می اد و گردنبند موهیول رو كه قبلا ازش گرفته بود بهش میدهد
    تو یه صحنه هامیونگ كم میاره و رئیس سربازها می خواد از پشت خنجر بزنه كه موهیول حسابشو می رسه و جون برادرش رو نجات میده
    شاه یوری و تسو كه با هم پیمان برادری بستند یه جشن ترتیب دادند و تسو میگه بویو و گوگوریو از الان برادرند و به سلامتی هم شراب می نوشند

    بعد تسو میگه می خواهم با برادر زاده ام مسابقه بدهم و اماده ی نبرد می شوند
    میگه چطوری بجنگیم كه یوری شمشیر رو انتخاب می كنه و بعد چند دقیقه ای با هم می جنگند و یوری مصلحتی می بازه

    بعد در حالی كه دارند خوش و بش می كنند خبر كارهای هامیونگ در مرز رو می اورند و تسو دستور میده شاه یوری و همراهانش رو محبوس كنید
    این وزیر تسو هم داره زیراب یوری رو میزنه و میگه باید یوری رو همین الان بكشیم و جنگ رو شروع كنیم
    تو گوگوریو گویو به هامیونگ میگه كه این دو تا باید تنبیه بشوند كه هامیونگ میگه برشون گردونید به غار

    تو راه گویو بهشون میگه داریم میریم غار كه موهیول میگه هر تنبیهی باشه رو قبول می كنم ولی به غار برنگردیم كه گویو یه چك بهش میزنه و میگه انگار هنوز نفهمیدی چیكار كردی؟

    تو بخش قبلی گندكاریهای موهیول رو دیدید اكنون ادامه ماجرا
    هائه اپ هم كه نمی دونه باید با اینها چیكار كنه به هامیول میگه صورتت زخمی شده و هامیول هم از شرمندگی نمی تونه سرش رو بالا بیاره

    تو قصر بویو یوری رو می برن ژیش تسو و تسو میگه من بهت اعتماد دارم –یوری هم میگه ژس برای چی منو زندانی كردی و تسو هم ماجرا رو براش میگه كه یوری میگه امكان نداره و دروغه و تسو میگه من خودم دوبار تحقیق كردم

    تسو به یوری میگه در حالی كه تو اینجایی برای چی اون اینكار رو كرده-لابد می خواد مردنتو ببینه؟بعد هم با كلی چیز كه بار یوری میكنه ازادش میكنه و یوری رو بدجوری خوار میكنه

    اینم كه نمی دونه برای چی هامیونگ نجاتش داده می اد و از هائه اپ می پرسه چرا منو نجات داده اونم میگه شاهزاده هامیونگی كه من می شناسم دل رحم است و عاشق مردمش به همین خاطر تو رو نجات داده

    یوری به گوگوریو بر می گرده و با یه چهره ی غضبناك به هامیونگ كه به استقبالش اومده نگاه میكنه و بعد 3 تا چك بهش می زنه و دلیل كارش رو می پرسه ولی هامیونگ هیچ چی نمیگه

    همه متعجب شدند و دنبال این هستند كه ببینند برای چی هامیونگ این كار رو كرده از جمله ژسر خونده ی سانگا

    یوری و وزرا جلسه می گذارند و یوری میگه هامیونگ ولیعهد كشور است و اگه قرار باشه از این جور كارها انجا بده كشور از بین می رود و مقام ولیعهدی رو ازش میگیره مقام لرد جولبون رو به باگیوك ژسر خونده ی سانگا از مخالفهای سر سخت خودش می دهد

    یوری به معبد جومونگ می رود تا دعا كند و یوری یه دوری تو غار می زنه و نقاشی های غار رو نگاه میكنه و بعد می پرسه كی این نقاشی ها رو كشیده و موهیول خودشو نشون میده و میگه من این نقاشی ها رو كشیدم و یوری هم میگه بهش پاداش بدهید
    وقتی از ارامگاه بر می گردند یوری از هامیونگ می پرسه می دونی سر اون بچه چی اومد كه هامیونگ میگه اونو به یه كشاورز دادم و دیگه اونها رو ندیدم بعد یوری بهش میگه برای محاتفظت از خودت تو رو از سلطنت دور كردم

    اینم همسر یوری است كه زن خرتر از این تا به حال ندیدم كه با دشمن شوهرش یكی بشه و ضد اون بخواد نقشه بكشه و اخرش هم همه چیزش رو از دست بده-فعلا خوبیش گل كرده و به سانگا میگه كه از وزرا بخواه كه از یوری بخواهند هامیونگ رو ببخشند

    سانگا هم می دونه چی تو سر زن یوری هست و از این اتفاقات ژیش اومده خوشحال است و میگه به زودی اتفاقات خوبی برای بیریو قوم ما می افته

    هامیونگ هم حالا ولیعهد نیست و تو فكره چطوربه بویو ضربه بزنه و میگه می خواد به كشورهای همسایه سفر كنه و چیزهای زیادی یاد بگیره اما در اصل می خواد به بویو بره و دشمنش رو بررسی كنه

    هامیونگ با گویو به غار میره و می بینه موهیول داره با مارو تمرین شمشیر بازی می كنه گویو هم میگه به خاطر شما ولیعهدی رو از شاهزاده گرفتند-بعد دنبال هامیونگ میرند

    هامیونگ به هائه اپ میگه می خوام حالا دنیا رو به موهیول نشون بدهم و با موهیول راهی دنیای تازه می شوند
    هامیونگ به هامیول و مارو میگه می دونید داریم كجا می رویم كه مارو می گه به كشورهان كه هامیونگ میگه داریم به بویو می رویم و من می خواهم به قلب دشمن نفوذ كنم

    بعد میگه باید از الان ناشناس سفر كنیم و برای اینكه تمرینی كرده باشیم به موهیول میگه به من بگو برادر و موهیول هم میگه برادر و هامیونگ هم میگه نمی دونی شنیدن این كلمه چقدر كیف داره

    وارد بویو می شوند و تو بازار شروع به گشت زنی می كنند كه یكدفعه موهیول همون دختر پزشكه رو میبینه و یاد اونروزهاش می افته و می ره دنبالش اما گمش میكنه
    اینجا هم بازار برده فروش هاست كه دارند برده می فروشند و هامیونگ یكی از اون برده فروش ها رو می شناسه و مارو رو می فرسته تا كمی سر به سر اون بگذاره اینا هم مارو رو می گیرند و پیش اربابشون می ارند و اربابه می خواد پدر "مارو" رو در بیاره كه هامیونگ می اد و میگه فقط داشتم سر به سرت می گذاشتم

    بهش میگه باید كمكم كنی تا اطلاعات درباره ی بویو و مخصوصا سایه های سیاه پیدا كنم(همون گروهی كه به غار جومونگ حمله كرده بودند) كه بازرگانه میگه نمیشه و سخته و هامیونگ میگه وقتی شاه شدم جواب خوبیهاتو می دهم

    به صورت كارگر وارد كمپ سایه های سیاه می شوند و اخر شب به محل تمرین سایه های سیاه می روند كه دارند كار به سموم رو یاد می گیرند و روی ادمهای زنده ازمایش می كنند

    تو خونه ی بازرگانه اون برده ای كه خریده بودند مریض میشه و همون دختر پزشكه(یون) می اد و نجاتش می ده و موهیول هم زاغ سیاشو می زنه

    در حالی كه یون داره مریض ها رو درمان می كنه سربازها می ایند و یون هم با اونها می ره و موهیول هم كه فكر میكنه اون دستگیر كردند ددنبالشون راه می افته و میره


    نویسنده: رائول گنزالس | تاریخ: جمعه 4 تیر 1389 موضوع: خلاصه سرزمین بادها , ا تا 36 امپراطور بادها , خلاصه جومونگ2 , لینک ثابت نظر ها ()
    عناوین آخرین مطالب ارسالی
    صفحات دیگر