تبلیغات
اس ام اس عاشقانه 1391 sms-jok love - خلاصه قسمت 12 سریال سرزمین بادها , قسمت 12 سرزمین بادها

منوی اصلی
موضوعات مطالب
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • درباره وبلاگ
    اس ام اس جدید عاشقانه 91،sms-jok
    پیامک عاشقانه 91
    اس ام اس سرکاری جدید 91
    جوک خنده دار غضنفری 91
    جک غضنفر جدید 91
    اس ام اس جدید 91
    اس ام اس پ ن پ 91
    جوك جدید پ ن پ 1391
    sms-jok love jadid رائول گنزالس
    آرشیو مطالب
    پیوندهای روزانه
    لینك دوستان
    افزایش رایگان بازدید و رتبه وبسایت یا وبلاگ شما
    پورتال آموزشی و تفریحی ایران فورت
    وبلاگ sms5 در گوگل
    گوگل فارسی-google.com
    آموزش ساخت فیلم اكشن
    فهرست وب سایت های ایرانی
    استخدام(حقوق بالای 500 هزار تومان)
    برای خرید عینک 3 بعدی کلیک کن
    عینک 3 بعدی به بازار آمد
    .:بزرگترین سایت بازی ایرانیان:.
    پرفروش ترین عطر و ادکلن-سری اول
    فروش کتاب و سی دی-سری اول
    چک کردن آنلاین بودن دوستانتون!!!
    فروش بهترین زیور آلات-سری اول
    ·▪●از اون عکسای خفنی که دوست داری!●▪
    (---سرزمین پارسی---)
    ▪•●سایت تخصصی افسانه جومونگ▪•●
    اس ام اس جدید :: عاشقانه ::سرکاری::فلسفی
    جدیدترین آهنگها/اس ام اس/عكس
    •• عکس و موزیک ••
    @دانلود کلیپ خفن@
    عکسدونی و مطالب عشقی*
    بزرگترین سایت تفریحی
    سایت تخصصی نرم افزار كامپیوتر،ترفند و مبایل
    گالری عكس های عاشقانه
    وبلاگ تخصصی افسانه جومونگ
    دانلود موزیک وعکس وسرگرمی
    عكس عاشقانه مخصوص مبایل
    گالری عكس های عاشقانه
    **گالری عكس های زیبا**
    افسانه جومونگ::سوسانو::یسوها
    (---سرزمین پارسی---)
    از هر چیز و همه جا در یكجا
    "هر چی از بازی ها بخوای "
    عكس زیبای سوسانو با حجاب 2
    یه عكس زیبا از سوسانو
    دایركتوری سایتهای ایرانی
    ## اس ام اس های عاشقانه##
    ##سوسانو و جومونگ##
    **پاتوق 24 ساعته من**
    #خانواده آموزش عکس کتاب ایرانی ازدواج#
    ||تک سیتی-پرتال بزرگ ایرانیان||
    دنیای گیمر های حرفه ای
    #جزیره موزیک و اس ام اس#
    *** اگه میخوای تفریح كنی بیا تو حال كن+ محشرررررر ***
    ##وبلاگ سرگرمی+عكس+موسیقی##
    سایت پسران با حال یزد
    لینک باکس هوشمند پارسیان
    دانلود مقالات و كتابهای ترجمه به زبان انگلیسی به صورت pdf
    اس ام اس / داستان/ مطالب باحال
    جدیدترین نرم افزار كسب درآمد رایگان
    تبادل لینک با رهپویان

    امكانات
    پشتیبانی
    Powered By
    sms5.mihanblog.com
     اس ام اس جدید 1391 ، اس ام اس عاشقانه 1391 ، سرکاری ، گالری عکس عاشقانه
    اس ام اس عاشقانه1391 اس ام اس سرکاری91 اس ام اس عاشقانه 91 پیامک تبریک تولد 1391 اس ام اس جوک 1391 اس ام اس قشنگ 1391 مبارک پیامک سرکاری 1391 اس ام اس پیامك91 اس ام اس 1391 جوک 1391 پیامک تبریک SMS-JOK love 1391  اس ام اس جدید 1391 sms5.mihanblog.com ، گالری عكس عاشقانه مبایل اس ام اس پ ن پ جدید جوك پ ن پ 1391 اس ام اس خنده دار 1391 sms-jok jadid smslove sms new
    » خلاصه قسمت 12 سریال سرزمین بادها , قسمت 12 سرزمین بادها
    خلاصه قسمت 12 سریال سرزمین بادها ، قسمت 12 سرزمین بادها ، عکس و تصاویر و کلیپ قسمت 12 سرزمین بادها ، خلاصه های قسمت امپراتور بادها ، سرزمین بادها ، امپراتور بادها ، خلاصه ، قسمت ، سرزمین ، بادها ، امپراتور ، باد ها ، گالری ، عکس ، گالری عکس بازیگران امپراتور بادها ، گالری عکس بازیگران سریال سرزمین بادها ، گالری عکس بازیگران جومونگ 2 ، خلاصه قسمت های سریال جومونگ 2 ، ادامه جومونگ1 ،

    خلاصه قسمت 12 سرزمین بادها

    قسمت قبل دیدید که موهیول یوجین و یونهوا را دزدید و به یونهوا گفت برو و پیغام منو به یوری بده و اکنون ادامه ی ماجرا

    یوری به سانگا گفته بود باید یوجین رو پیدا کنید وگرنه سزای کارهاتون رو می بینید و حالا موندند چطور یوجین رو پیدا کنند که سانگا به باگیوک میگه به سربازای قبیله بگو برن دنبال یوجین بگردند

    یونهوا می ره تو قصر و به چوبالسو میگه باید شاه یوری رو ببینم و هیچ کسی هم نباید بدونه من می خوام شاه رو ببینم
    یوری به یونهوا میگه تو خدمتکار یوجین نیستی و یونهوا هم همه ی ماجرا رو براش تعریف میکنه
    تو کلبه یوجین به موهیول میگه به برادرم حسودیم میشه چون الان که مُرده هم است این همه طرفدار داره ولی هیچکسی طرفدار من نیست
    یوجین به موهیول میگه الان نفرت همه ی وجودت رو پر کرده و روزی می رسه که این نفرت از وجودت پاک میشه و مجسمه ای که داری میسازی رو خیلی بهتر می سازی
    یه سیاه پوش که مثل سایه های سیاه است با شمشیر می ره بالای سر باگیوک و شمشیر رو زیر گلوی باگیوک می زاره اما بعدش جلوش زانو می زنه و نقابش رو بر می داره که معلوم میشه دوجین است و یوری هم تنهایی راهی تپه ی پیونگ چون میشه


    بقیه در ادامه مطلب

    چوبالسو می اد پیش گویو و هائه اپ و ماجرای یونهوا رو میگه که گویو یه چک نثارش می کنه و بهش میگه چرا الان داری اینو میگی که هائه اپ میگه باید یواشکی بریم تپه ی پیونگ چون
    یوجین برای موهیول کمی سوسه می ادو میگه از اینکه برای مرگ هامیونگ نتونستم کاری بکنم متاسفم که موهیول بهش میگه تو نباید معذرت بخواهی و شاه یوری باید معذرت بخواهد و میگه دلم می خواد ببینم که برای نجات پسرش می اد یا نه
    مارو به موهیول میگه یکی داره می اد و موهیول کمانش رو بر می داره و به سوی یوری نشونه میره امه به قصد با کمی فاصله به طرف یوری پرتاب میکنه که یوری متوجه اون میشه
    یوری از اسب پیاده میشه و به موهیول میگه مگه تو یکی از سربازای هامیونگ نیستی؟
    پس چرا این کار رو می کنی؟

    موهیول هم میگه خود شما باعث این کار شدید و باعث شدید من که از بویومتنفر بودم سگ اونا بشم.و میگه من به شما اعتماد داشتم اما با کشته شدن هامیونگ از شما متنفر شدم

    موهیول به یوری میگه منو به عنوان برده به اردوگاه سایه های سیاه بردند اما همه ی سختیها رو برای انتقام گرفتن از شما تحمل کردم
    یوری هم میگه اگه دلت به کشتن من خنک میشه منو بکش که یکدفعه یه تیر می اد و از پشت به موهیول می خوره و موهیول با وجود اینکه می تونه یوری رو بزنه تیرش رو به طرفی دیگه پرتاب میکنه

    هائه اپ به گویو و چوبالسو میگه برید شاهزاده رو پیدا کنید و می اد ببینه کسی که با تیر زده کی هسته و می بینه موهیول است و وا می ره و به لرزه می افته
    هائه اپ که اسم موهیول رو می بره یوری می فهمه که پسر گمشدش همین موهیول خودمونه که یوری رو پاهاش نمی تونه بند بشه و می افته

    مارو هم مواظب یوجین است که گویو و چوبالسو می ان سراغش و مارو هم شمشیر رو می ذاره زیر گلوی یوجین و وقتی گویو و چوبالسو رو می بینه گریه اش میگیره
    یوری هم یوجین رو بر می داره و می اد به قصر و سریو و بقیه هم به پیشوازش می رن

    ملکه که تا حالا حالش خوب نبود وقتی یوجین رو میبینه حالش خوب میشه و به یوجین میگه چرا منو درک نمی کنی که چقدر نگرانت هستم و یوجین هم معذرت می خواد
    یوجین هم از یونهوا معذرت می خواد که به دردسرش انداخته و عشقش رو در اغوش میگیره و بهش میگه دیگه اذیتت نمی کنم
    هائه اپ موهیول رو یواشکی به قصر می اره و براش پزشک میاره که پزشک میگه باید یه کمی دیگه صبر کنیم تا وضعیتش معلوم بشه

    گویو به مارو میگه پزشک بالای سر موهیول اومده و ازش می پرسه واقعا می خواستید شاه یوری رو بکشید؟که مارو تمام ماجرای سایه سیاه شدن خودش و زجرهایی رو که کشیده براشون میگه و زار زار گریه میکنه
    یوری به هائه اپ میگه تو موهیول رو بزرگ کردی؟که هائه اپ میگه اول نمی دونستم کیه اما بعد فهمیدم که شاهزاده ی گوگوریو است و بعد هم تو قلعه ی جولبون پیش هامیونگ تعلیم دید و یکی از یاران هامیونگ شد
    یوری هم یاد روزهایی می افته که موهیول رو دیده و حی با خودش کلنجار میره که ایا خوب کاری کرده اونو نکشته یا باید اونو تو همون بچگی میکشته

    سریو هم که کنجکاو شده گویو رو دعوت میکنه و ازش ماجرا رو می پرسه که گویو میگه دستور خاص اعلی حضرته و نمی

    تونم چیزی بگم برای باگیوک خبر می ارن که شاهزاده یوجین زنده برگشته و خود یوری نجاتش داده باگیوک یاد دوجین می

    افته که خودش رو تسلیم اون کرده و الان هم تو زندانه تا باگیوک تصمیم بگیره در خدمت اون باشه یا نه

    موهیول به هوش می اد و وقتی رئیس رو می بینه شوکه میشه و هائه اپ براش میگه که اون و گویو و چوبالسو برای شاه

     یوری کار می کنند موهیول میگه اون باعث مرگ هامیونگ شد که هائه اپ میگه شاهزاده خودش برای کشته شدن

    داوطلبانه رفت و شاه یوری هرگز چنین قصدی نداشته و شاهزاده به خاطر گوگوریو و مردمش حاضر به خودکشی جلوی تسو

    شد .یون که حالا برده ماهوانگه یاد روزای خوشش می افته و ماهوانگ بهش میگه تو برده من هستی و من مالک تو ولی

     من نمی خوام بفروشمت وباید مثل یه پزشک برام کار کنی.

    باگیوک تصمیم میگره دوجین رو ازمایش کنه و در همین حین که ماهوانگ داره پیش سانگا می ره با یون, دوجین اونو می

    بینه ماهوانگ یون رو می بره پیش سانگا و سانگا هم میگه 1000نیانگ می خرمش که ماهوانگ میگه برای فروش نیست و

    اون یه پزشکه باگیوک به دوجین میگه حرفهایی که زده بودی درست بود و میگه با بهترین سرباز من مبارزه کن و دوجین با

    غلاف شمشیر و یه ضربه کار یارو رو یکسره میکنه یون هم طب سوزنی رو سانگا رو شروع میکنه و بهش میگه ممکنه دست

    و پاهات کمی بی حس بشه که سانگا میگه عیبی نداره

    یوری از هائه اپ می پرسه حال موهیول چطوره که میگه خوبه و یوری میگه وقتی حالش خوب شد بفرستش بره و برای

     خودش بهتره که ندونه کی هسته

    گویو برای هائه اپ خبر میاره که موهیول و مارو غیب شدند که هائه اپ میگه اون حالش زیاد خوب نیست و هر طور شده باید

     پیداش کنیم تو راه فرار کردن موهیول زمین می خوره و حالش بدتر میشه و هائه اپ هم دو تا تصویر از موهیول و مارو

    میکشه و میده به گویو تا اون دو تا رو پیدا کنند

    مارو با موهیول به یه غارمی رن و مارو به موهیول میگه به اندازه ی کافی زجر کشیدیم و بهتره برگردیم پیش هائه اپ
    تو بویو رئیس بایگانی که حالا همه چیز دستش افتاده می پرسه دوجین اگه زنده باشه باعث دردسر ما تو اینده میشه پس هر چه زودتر ببینید چی شده

    رئیس بایگانی برای تسو خبر میاره که همه ی جاسوسهامون تو گوگوریو کشته شدند و از اون دو تا سایه سیاهی که برای کشتن یوری فرستاده بودیم هم خبری نیست

    موهیول به یاد حرفهای یوری و هائه اپ می افته و مطمئن میشه مرگ هامیونگ تقصیر یوری نبوده
    بعد خودش رو سرزنش میکنه که چرا این کارها رو کرده و گریه اش میگیره
    صبح مارو از خواب بیدار میشه و می بینه حال موهیول بده و میره تا براش دکتر بیاره

    مارو پیش ماهوانگ می اد و ازش تقاضای کمک می کنه که ماهوانگ میگه برو از هائه اپ کمک بخواه و چون مارو دوباره خواهش میکنه قبول میکنه کمکش کنه
    خدمتکار ماهوانگ بهش میگه می خوای کمکشون کنی که ماهوانگ میگه از وقتی به شاهزاده خیانت کردم یه شب ارامش نداشتم و باید کمکشون کنم تا راحت بشم
    ماهوانگ یون رو خبر میکنه و مارو وقتی اونو می بینه جا می خوره اما چیزی نمیگه و یون رو بالای سر موهیول می بره
    یون هم وقتی موهیول رو تو اون وضعیت می بینه گریه اش میگیره
    و قسمت دوازدهم همین جا تموم میشه
    خلاصه قسمت 12 سرزمین بادها



    نویسنده: رائول گنزالس | تاریخ: جمعه 18 تیر 1389 موضوع: خلاصه سرزمین بادها , ا تا 36 امپراطور بادها , خلاصه جومونگ2 , لینک ثابت نظر ها ()
    عناوین آخرین مطالب ارسالی
    صفحات دیگر