تبلیغات
اس ام اس عاشقانه 1391 sms-jok love - خلاصه قسمت 15 سریال سرزمین بادها , قسمت 15 سرزمین بادها

منوی اصلی
موضوعات مطالب
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • درباره وبلاگ
    اس ام اس جدید عاشقانه 91،sms-jok
    پیامک عاشقانه 91
    اس ام اس سرکاری جدید 91
    جوک خنده دار غضنفری 91
    جک غضنفر جدید 91
    اس ام اس جدید 91
    اس ام اس پ ن پ 91
    جوك جدید پ ن پ 1391
    sms-jok love jadid رائول گنزالس
    آرشیو مطالب
    پیوندهای روزانه
    لینك دوستان
    افزایش رایگان بازدید و رتبه وبسایت یا وبلاگ شما
    پورتال آموزشی و تفریحی ایران فورت
    وبلاگ sms5 در گوگل
    گوگل فارسی-google.com
    آموزش ساخت فیلم اكشن
    فهرست وب سایت های ایرانی
    استخدام(حقوق بالای 500 هزار تومان)
    برای خرید عینک 3 بعدی کلیک کن
    عینک 3 بعدی به بازار آمد
    .:بزرگترین سایت بازی ایرانیان:.
    پرفروش ترین عطر و ادکلن-سری اول
    فروش کتاب و سی دی-سری اول
    چک کردن آنلاین بودن دوستانتون!!!
    فروش بهترین زیور آلات-سری اول
    ·▪●از اون عکسای خفنی که دوست داری!●▪
    (---سرزمین پارسی---)
    ▪•●سایت تخصصی افسانه جومونگ▪•●
    اس ام اس جدید :: عاشقانه ::سرکاری::فلسفی
    جدیدترین آهنگها/اس ام اس/عكس
    •• عکس و موزیک ••
    @دانلود کلیپ خفن@
    عکسدونی و مطالب عشقی*
    بزرگترین سایت تفریحی
    سایت تخصصی نرم افزار كامپیوتر،ترفند و مبایل
    گالری عكس های عاشقانه
    وبلاگ تخصصی افسانه جومونگ
    دانلود موزیک وعکس وسرگرمی
    عكس عاشقانه مخصوص مبایل
    گالری عكس های عاشقانه
    **گالری عكس های زیبا**
    افسانه جومونگ::سوسانو::یسوها
    (---سرزمین پارسی---)
    از هر چیز و همه جا در یكجا
    "هر چی از بازی ها بخوای "
    عكس زیبای سوسانو با حجاب 2
    یه عكس زیبا از سوسانو
    دایركتوری سایتهای ایرانی
    ## اس ام اس های عاشقانه##
    ##سوسانو و جومونگ##
    **پاتوق 24 ساعته من**
    #خانواده آموزش عکس کتاب ایرانی ازدواج#
    ||تک سیتی-پرتال بزرگ ایرانیان||
    دنیای گیمر های حرفه ای
    #جزیره موزیک و اس ام اس#
    *** اگه میخوای تفریح كنی بیا تو حال كن+ محشرررررر ***
    ##وبلاگ سرگرمی+عكس+موسیقی##
    سایت پسران با حال یزد
    لینک باکس هوشمند پارسیان
    دانلود مقالات و كتابهای ترجمه به زبان انگلیسی به صورت pdf
    اس ام اس / داستان/ مطالب باحال
    جدیدترین نرم افزار كسب درآمد رایگان
    تبادل لینک با رهپویان

    امكانات
    پشتیبانی
    Powered By
    sms5.mihanblog.com
     اس ام اس جدید 1391 ، اس ام اس عاشقانه 1391 ، سرکاری ، گالری عکس عاشقانه
    اس ام اس عاشقانه1391 اس ام اس سرکاری91 اس ام اس عاشقانه 91 پیامک تبریک تولد 1391 اس ام اس جوک 1391 اس ام اس قشنگ 1391 مبارک پیامک سرکاری 1391 اس ام اس پیامك91 اس ام اس 1391 جوک 1391 پیامک تبریک SMS-JOK love 1391  اس ام اس جدید 1391 sms5.mihanblog.com ، گالری عكس عاشقانه مبایل اس ام اس پ ن پ جدید جوك پ ن پ 1391 اس ام اس خنده دار 1391 sms-jok jadid smslove sms new
    » خلاصه قسمت 15 سریال سرزمین بادها , قسمت 15 سرزمین بادها
    خلاصه قسمت 15 سریال سرزمین بادها ، قسمت 15 سرزمین بادها ، عکس و تصاویر و کلیپ قسمت 15 سرزمین بادها ، خلاصه های قسمت امپراتور بادها ، سرزمین بادها ، امپراتور بادها ، خلاصه ، قسمت ، سرزمین ، بادها ، امپراتور ، باد ها ، گالری ، عکس ، گالری عکس بازیگران امپراتور بادها ، گالری عکس بازیگران سریال سرزمین بادها ، گالری عکس بازیگران جومونگ 2 ، خلاصه قسمت های سریال جومونگ 2 ، ادامه جومونگ1 ،

    خلاصه قسمت 15 سرزمین بادها

    قسمت قبل دیدید که یون گفت بویو رو فراموش می کنم و موهیول هم یون رو بغل کرد و حرفهای عاشقانه براش زد و دوجین هم این صحنه رو دید و اکنون ادامه ی ماجرا
    دوجین تو فکره که این صحنه چه معنی ای میده و موهیول هم به یون میگه فعلا نمی تونم ببینمت که یون میگه نگران من نباش و بهش میگه دوجین تو خدمت سانگا است و موهیول هم خوشحال میشه
    موهیول بعد از اون دیدار عاشقانه با یون پیش مارو بر میگرده و به مارو میگه دوجین تو پایتخته و تو خدمت سانگا است که مارو میگه اونجا نمی تونیم ببینمش
    http://sms5.mihanblog.com/
    سریو که مشتاق شده سر برادرش چی اومده پیش یوری می اد و ازش می پرسه برادر مرده من کجا دفن شده که یوری میگه حرفشو نزن

    بقیه در ادامه مطلب

     

    مشاور یوری به سریو میگه چرا این تجربه ی بد رو یاد پدرتون می ارید که سریو میگه فهمیدم که برادرم زنده است و قضیه ی گردنبند و دوجین رو برای مشاور یوری میگه
    گویو مارو و موهیول رو مامور تعلیم جاسوسهای گوگوریو میکنه و میگه این اموزشها باید مخفی بمونه
    http://sms5.mihanblog.com/
    موهیول به سربازای اماده ی تعلیم میگه هر کسی از مرگ می ترسه همین الان برود و میگه برای مقابله با سایه های سیاه باید یکی بشوید و تمرینات اموزش یرو شروع میکنه
    سریو برای یوری خبر می اره که رئیس گیسان رو کشتند و مشاورش میگه فعلا نمیشه سربازا رو اعزام کرد و یوری هم میگه تسلیت منو اعلام کن
    باگیوک نقشه داره تا با کمک دوجین اتحاد بین مشاورهای یوری رو از بین ببره و میگه باید ریشه ی اونها رو از بین ببریم

    هائه اپ یه ماموریت به موهیول و مارو میده و میگه این پیغام رو برای رئیس هوانا ببرید و جوابشو بیارید و بهشون میگه مراقب جاسوسهای بیریو باشید
    موهیول و مارو برای پیغام بردن می روند که می بینند یه ادم کش وارد خونه ی هوانا شده و اونو گروگان گرفته و موهیول میگه باید ببینم کار کیه
    دنبال اون نقاب دارها رو میگیرن و می بینن که به خونه ی سانگا رفتند و دوجین هم هوانا رو پیش باگیوک می بره

    سانگا به هوانا میگه تو می خوای به یوری کمک کنی؟ و هوانا که میبینه اوضاع بدجوری است از سانگا بخشش می خواد که سربازای سانگا مارو و موهیول رو می بینند که اون دو تا فرار می کنند
    هائه اپ از خوبیهای موهیول پیش یوری میگه و میگه هویتش رو به همه اعلام کنید که یوری میگه حرفشم نزن
    گویو برای یوری خبر می اره که قوم بیریو هوانا رو گرفته که یوری میگه حتما می خواسته بترسوندش و به هائه اپ میگه مراقب حرکاتشون باش

    مارو میگه بین سربازای بیرو یکی برام اشنا بود که موهیول میگه دوجین بود
    کار و کاسبی یون خوب شده که خدمتکارش میگه مجانی اونا رو معالجه میکنه که ماهوانگ کفرش در می اد که مردم دور ماهوانگ ور می گیرند و ازش به خاطر درمانشون تشکر می کنند

    یون هم از این فرصت استفاده میکنه و به مریضا میگه هر وقت خواستید به درمانگاه بیایید و یون هم شروع به درمان مریضها میکنه و دوجین هم این صحنه رو میبینه
    دوجین به کمک یون می اد و مریضو براش اماده میکنه که یون هم اونو میبینه و می فهمه از چیزی ناراحته
    دوجین به یون میگه دیگه داری زیاده روی می کنی تو درمان بیمارها که یون میگه من با این کار ارمش پیدا می کنم و روحم اروم میگیره و به دوجین میگه موهیول از بویو برگشته

    دوجین به یون میگه دلم می خواد موهیول رو ببینم که یون میگه اونم داره دنبال تو میگرده و پیغام داده که مراقب باشی
    دوجین کمی از گذشته ی خودش میگه و از زحمات وساجا پدر یون قدردانی میکنه و از قولی که به پدر یون برای ازدواج با اون داده صحبت میکنه که یون کمی یکه می خوره
    یون تو افکار خودش غرق میشه و برای اینکه از بین دوجین و موهیول یکی از اونا رو انتخاب کنه تو فکره
    تسو تو بویو به هوش می اد و رئیس بایگانی به زمین می افته و از تسو بخشش می خواد که تسو میگه بلند شو و می بخشدش
    رئیس بایگانی به تسو میگه بین ما خائن بود و اونا موهیول و مارو هستند که تسو چشماش گرد میشه
    موهیول داره وسایل جنگی گوگوریو رو بررسی میکنه و دستوراتی برای تیر و کمان می ده و به مارو میگه باید بهتر بشن

    چوبالسو یوجین رو پیش موهیول می اره و موهیول هم از یوجین معذرت می خواد که یوجین میگه بخشیدمت
    یوجین به موهیول میگه قبلا هم بهت گفتم وقتی خشمت از بین بره جاشو وفاداری و خدمت به شاه میگیره و موهیول هم میگه من به گوگوریو وفادارم
    یوجین به موهیول میگه دلم می خواد همون طوری که به هامیونگ خدمت می کردی به من هم خدمت کنی و کمک کنی ضعفهام رو بپوشونم که موهیول میگه باشه

    ملکه دوباره نگران یوجین شده و یونهوای بیچاره رو می اره و دوباره یه چک تو گوشش می خوابونه و ازش می پرسه کجاست؟
    یونهوا هم چیزی نمیگه و ملکه میگه اگه حرف نزنی از قصر برونت می ندازم که یونهوا به گریه میگه رفته دفتر جاسوسی و می خواد اونی که دزدیدش رو ببینه
    ملکه از یونهوا می پرسه برای چی اون سایه های سیاه باید در دفتر جاسوسی باشن که یونهوا میگه اونها قبلا افراد هامیونگ بودند که ملکه یاد موهیول و مبارزه با یوجین می افته

    چوبالسو دنبال دوجین می اد که دوجین از پشت شمشیرش رو زیر گلوی چوبالسو می گذاره که موهیول سر می رسه و میگه من بهش گفتم دنبالت بیاد تا همدیگه رو ببینیم
    بعد سه نفری سر یه میز میشینن و تا می تونن می خورن که مارو به دوجین میگه بانو یون رو دیدی که اونم میگه اره
    مارو داره همه چی رو ضایع می کنه و به دوجین میگه موهیول عاشق یون شده که دوجین از موهیول برای مراقبت از یون تشکر می کنه و بهش میگه از حالا خودم ازش مراقبت می کنم
    http://sms5.mihanblog.com/
    موهیول میگه از اینکه پیش قوم بیریو هستی نگرانم چون من با باگیوک مشکل دارم و مارو هم میگه یه روزی ازش انتقام می گیریم
    موهیول به حرفهای دوجین فکر می کنه و نمی دونه به عشقش می رسه یا نه و اون طرف هم دوجین به حرفهای موهویل و رابطه ی بدش با باگیوک فکر میکنه
    تسو که حالش بهتر شده به رئیس بایگانی میگه به همه ی رئیسها بگو برن سر کارشون
    http://sms5.mihanblog.com/
    رئیس بایگانی به تسو میگه وقتی به شما حمله شد دوجین اومد وگرنه اوضاع بدتر هم میشد و تسو میگه همه ی اونایی که دوجین رو می شناسن به زودی کشته میشن
    سانگا دوجین رو می بینه و از چشمای دوجین قدرت رو می خونه و به باگیوک میگه روزی که به سن من برسی چیزایی رو می بینی که الان نمی تونی ببینی و به باگیوک میگه اون برامون شر میشه تا خیر
    گویو به سریو میگه تو قوم بیریو هم کسی دوجین رو نمی شناسه که سریو گردنبند موهیول رو نشون گویو می ده و میگه این گردنبند برادرم دست دوجین بود
    http://sms5.mihanblog.com/
    گویو که گردنبند رو شناخته از هائه اپ می پرسه مگه این گردنبند موهیول نبود؟ که هائه اپ دیگه نمی تونه چیزی رو از گویو مخفی کنه و بهش میگه موهیول یه شاهزاده است
    سریو دوباره دوجین رو احضار میکنه و بهش میگه می دونم دروغ گفتی که سرباز بیریو بودی که دوجین باز هم انکار میکنه
    دوجین از پیش سریو می اد و گویو به سربازا میگه بگیریندش و هائه اپ از دوجین می پرسه قبلا کجا کار می کردی و چطور شده که به گوگوریو اومدی
    دوجین به گویو می گه تا باگیوک نیاد یه کلام هم حرف نمی زنم که گویو شمشیرش رو زیر گلوی دوجین می گذاره که هائه اپ میگه کارش نداشته باش

    باگیوک از دوجین می پرسه سریو باهات چیکار داره که دوجین میگه اون گردنبند مال اخرین برادرش بوده و کنجکاوه که من اونو از کجا اوردم
    باگیوک قضیه ی قربانی کردن بچه ی سوم شاه یوری رو برای دوجین میگه و دوجین هم به شَک می افته ولی به باگیوک چیزی نمیگه
    یکی از سایه سیاه ها به گوگوریو اومده و دوجین هم اونو میبینه و یارو به دوجین میگه باید موهویل و مارو رو بکشی که دوجین میگه فعلا نمیشه و اطلاعاتی رو به جاسوسه می ده تا به بویو ببره
    دوجین به یون میگه مدتی از اینجا می رم که یون میگه نگران نباش و مراقب خودت باش

    افراد برادر ملکه می ان تا موهیول رو بکشند که موهیول حساب چند تاشون رو می رسه که یکی از اونها شمشیر رو زیر گلوی مارو می ذاره که موهیول دست از کشتن اونها بر می داره و تسلیم میشه
    موهیول و مارو رو می بندند که باگیوک می اد و میگه می خواستین به وسیله ی یوجین شاه یوری رو بکشید و ازشون می پرسه تو دفتر جاسوسی چیکار می کنید که اونا هیچ چی نمی گویند
    برادر ملکه هم یه اهن داغ بر می داره و میگه اگه حرفی نزنید این اهن داغو تو چشمات می کنم که هائه اپ و گویو سر می رسن که باگیوک به سربازاش میگه هائه اپ و افرادش رو به خاطر خیانت دستگیر کنید که شاه یوری وارد می شود و قسمت پانزدهم همین جا تموم میشه اگه می خواهید بدونید تو قسمت شانزدهم چه اتفاقاتی می افته وموهیول چطور قراره هویت واقعی خودش رو بفهمه با ما همراه باشید...
    خلاصه قسمت 15 سرزمین بادها

    خلاصه قسمت 15 سریال سرزمین بادها , قسمت 15 سرزمین بادها , عکس و تصاویر و کلیپ قسمت 15 سرزمین بادها , خلاصه های قسمت امپراتور بادها , سرزمین بادها،امپراتور بادها،خلاصه،قسمت،سرزمین،بادها،امپراتور،باد ها،گالری،عکس،گالری عکس بازیگران امپراتور بادها، گالری عکس بازیگران سریال سرزمین بادها، گالری عکس بازیگران جومونگ 2، خلاصه قسمت های سریال جومونگ 2،ادامه جومونگ1،

    http://sms5.mihanblog.com/

    sms5.mihanblog.com

     



    نویسنده: رائول گنزالس | تاریخ: سه شنبه 29 تیر 1389 موضوع: ا تا 36 امپراطور بادها , خلاصه سرزمین بادها , خلاصه جومونگ2 , لینک ثابت نظر ها ()
    عناوین آخرین مطالب ارسالی
    صفحات دیگر